الشيخ السبحاني
12
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
گروه نخست ، همواره به دنبال موضوعاتى مىروند كه قابل حس و لمس بوده ، و از قلمرو حس بيرون نباشد ، اين دسته معتقدند مسائل ماوراى حس از محيط قدرت فكرى بشر بيرون است و هيچ كس در مسائل ماوراى حس ، حقّ نفى يا اثبات امرى را ندارد . ولى با توجه به اين كه علوم و معارف بشر ، منحصر به امور لمس شدنى نيست ، بلكه براى انسان يك رشته معلوماتى ، مانند وجدانيات ، فطريات و بسيارى از محاسبات رياضى و . . . است كه هرگز از طريق حس يا از خارج اخذ نمىشوند ؛ بىپايگى اين مكتب ، كه عكسالعمل افراطى مكتبهاى عقلى است ، روشن مىشود ، و اين كه اصالت و واقعيت ، به محسوس منحصر نيست ، بلكه دايرهء اصالتها و واقعيتها ، وسيعتر از آن است كه حس بر آن احاطه پيدا كند . گذشته از اين ، آن چه را انسان را با حس به صورت امور جزئى و محسوس درك مىكند ، سرانجام همه را در قالب قانون كلى و عمومى درآورده و مىپذيرد ، در صورتى كه آن چه براى ما محسوس است چند امر جزيى است كه از افرادِ آن موضوع كلى شمرده مىشوند و هرگز ما حسى به نام حس « كلىشناسى » نداريم و تنها عقل است كه مىتواند به قوانين كلى دست يابد . پذيرفتن اصالت حس با توجه به خطا كردن حسّ بشر ، مشكلات زيادى را براى « حسيون » به وجود آورده است تا آن جا كه ژان ژاك ( 1622 - 1704 ) انگليسى ، سردستهء حسيون مىگويد : « منكر موجودات محسوس شدن معقول نيست ، البته يقين بر آنها هم مانند يقين بر معلومات وجدانى و معلومات تعقلى نيست و از نظر علمى و فلسفى مىتوان آنها را در زمرهء گمانها و پندارها به شمار آورد ولى در زندگى دنيوى بايد به حقيقت محسوسات يقين داشت » . گروه دوم ، همان طايفهء معطلهء متشرعه هستند كه به بهانهء « توقيفى بودن